تبليغاتX
حقیقت
 
.....
 

جامدها و جاهلها  

 

از جمله خاصيتهای بشر افراط و تفريط است ، انسان اگر در حد اعتدال‏ بايستد كوشش ميكند ميان تغييرات نوع اول و نوع دوم تفكيك كند . كوشش‏ ميكند زمان را با نيروی علم و ابتكار و سعی و عمل جلو ببرد ، كوشش ميكند خود را با مظاهر ترقی و پيشرفتزمان تطبيق دهد و هم كوشش ميكند جلو انحرافات زمان را بگيرد و از همرنگ شدن با آنها خود را بركنار دارد.

اما متأسفانه هميشه اينطور نيست ، دو بيماری خطرناك همواره آدمی را در اين زمينه تهديد ميكند : بيماری جمود و بيماری جهالت ، نتيجه بيماری‏ اول توقف و سكون و باز ماندن از پيشروی و توسعه است و نتيجه بيماری دوم‏ سقوط و انحراف است.

جامد از هر چه نو است متنفر است و جز با كهنه خو نميگيرد و جاهل هر پديده نوظهوری را بنام مقتضيات زمان ، بنام تجدد و ترقی موجه ميشمارد . جامد هر تازه‏ای را فساد و انحراف می‏خواند و جاهل همه را يك جا بحساب‏ تمدن و توسعه علم و دانش ميگذارد . .

جامد ميان هسته و پوسته ، وسيله و هدف فرق نميگذارد ، از نظر او دين‏ مأمور حفظ آثار باستانی است ، از نظر او قرآن نازل شده است برای اينكه‏ جريان زمان را متوقف كند و اوضاع جهان را بهمان حالی كه هست ميخكوب‏ نمايد . .

از نظر او عمه جزو خواندن ، با قلم نی نوشتن ، از قلمدان مقوائی‏ استفاده كردن ، در خزانه حمام شستشو كردن ، با دست غذا خوردن ، چراغ‏ نفتی سوختن ، جاهل و بيسواد زيستن را بعنوان شعائر دينی بايد حفظ كرد . .جاهل برعكس ، چشم دوخته به بيند در دنيای مغرب چه مد تازه و چه عادت‏ نوی پيدا شده است (مثل تازه به دوران رسیده هایی که از پشت کوه به شهر می ایند) كه فورا تقليد كند و نام تجدد و جبر زمان روی آن‏ بگذارد.

 جامد و جاهل متفقا فرض ميكنند كه هر وضعی كه در قديم بوده است ، جزء مسائل و شعائر دينی است ، با اين تفاوت كه جامدنتيجه ميگيرد اين شعائر را بايد نگهداری كرد و جاهل نتيجه ميگيرد اساسا دين ملازم است با كهنه پرستی و علاقه به سكون و ثبات . .

تمثيل قرآن

اسلام دينی است پيشرو و پيش برنده ، قرآن كريم برای اينكه مسلمانانرا متوجه كند كه همواره بايد در پرتو اسلام در حال رشد و نمو و تكامل باشند ، مثلی می‏آورد ، ميگويد : مثل فرنگی بشوند ، تمام عادات و آداب و سنن آنها را بپذيرند ، قوانين مدنی‏ و اجتماعی خود را كوركورانه با قوانين آنها تطبيق دهند ، بهانه‏ای بدست‏
جامدها
داده كه بهر وضع جديدی با چشم بدبينی بنگرند و آنرا خطری برای دين‏ و استقلال و شخصيت اجتماعی ملتشان بشمار آورند .
در اين ميان آنكه بايد غرامت اشتباه هر دو دسته را بپردازداسلام است .
جمود جامدها به جاهلها ميدان تاخت و تاز ميدهد و جهالت جاهلها
جامدها را در عقايد خشكشان متصلب‏تر ميكند .
عجبا اين جاهلان متمدن نما
گمان ميكنند زمان " معصوم " است . مگر تغييرات زمان جز بدست بشر بدست كس ديگر ساخته ميشود ؟ از كی و از چه‏ تاريخی بشر عصمت از خطا پيدا كرده است تا تغييرات زمان از خطا و اشتباه معصوم بماند ؟  بشر همانطوريكه تحت تأثير تمايلات علمی ، اخلاقی ، ذوقی ، مذهبی ، قرار دارد و هر زمان ابتكار تازه‏ای در طريق صلاح بشريت ميكند ، تحت تأثير تمايلات خودپرستی ، جاه طلبی ، هوسرانی ، پولدوستی ، استثمارگری هم هست‏ . بشر همانطوری كه موفق به كشفهای تازه و پيدا كردن راههای بهتر و وسائل‏ بهتر ميشود احيانا دچار خطا و اشتباه هم ميشود . اما جاهل خود باخته اين‏ حرفها را نميفهمد ، تكيه كلامش اينست كه دنيا امروز چنين است ، دنيا امروز چنان است .
عجيب‏تر اينكه اينها اصول زندگی را از روی كفش ، كلاه و
لباسشان قياس‏ می‏گيرند . چون كفش و كلاه نو و كهنه دارد و در زمانيكه نو است و تازه از قالب در آمده قيمت دارد و بايد خريد و پوشيد و همينكه كهنه شد بايد آنرا دور انداخت پس همه حقايق عالم از اين قبيل است . از نظر اين‏ جاهلان ، خوب و بد مفهومی جز نو و كهنه ندارد ، از نظر اين جاهلان ، خوب‏ و بد مفهومی جز نو و كهنه ندارد ، از نظر اينها فئوداليسم يعنی اينكه يك‏ زورمند بناحق نام مالك روی خود بگذارد و سر جای خود بنشيند و صدها دست‏ و بازو كار كنند كه دهان آن يكی بجنبد به ايندليل بد است كه ديگر كهنه‏ شده است ، دنيای امروزنمی‏پسندد ، دوره‏اش گذشته و از " مد " افتاده است . اما روز اولی كه‏ پيدا شد و تازه از قالب در آمده و به بازار جهان عرضه شده بود خوب بود.از نظر اينها استثمار زن بد است ، چون دنيای امروز ديگر نمی‏پسندد و زير بار آن نميرود . اما ديروز كه بزن ارث نمی‏دادند ، حق مالكيت برايش‏ قائل نبودند ، اراده و عقيده‏اش را محترم نميشمردند خوب بود چون نو بود و تازه ببازار آمده بود .
از نظر اينگونه افراد ، چون عصر عصر فضاست و ديگر نميتوان هواپيما را
گذاشت و الاغ سواری كرد . برق را گذاشت و چراغ نفتی روشن كرد ، كارخانه‏های عظيم ريسندگی را گذاشت و با چرخ دستی نخريسی كرد ، ماشينهای‏ غول پيكر چاپ را گذاشت و دستنويسی كرد ، همينطور نميشود در مجالس رقص‏ شركت نكرد ، به " مايو " پارتی و " آشپز خونه " پارتی نرفت ، عربده‏ مستانه نكشيد ، پوكر نزد ، مد بالای زانو نپوشيد زيرا همه اينها پديده قرن‏ ميباشند و اگر نكنند به عصر الاغ سواری برگشته‏اند .
ميگويند عصر علم است ، قرن اتم است ، زمان
قمر مصنوعی است ، دوره‏ موشك فضا پيماست . بسيار خوب ، ما هم خدا را شكر ميكنيم كه در اين عصر و زمان و در اين قرن و عهد زندگی ميكنيم و آرزو می‏كنيم كه هر چه بيشتر و بهتر از مزايای علوم و صنايع استفاده كنيم . اما آيا در اين عصر ، همه‏ سرچشمه‏ها جز سرچشمه علم خشك شده است ؟ تمام پديده‏های اين قرن محصول‏ پيشرفتهای علمی است ؟ مابقی رو در کتاب اسلام ومقتضیات زمان بخوانید

ـــــــــــــ

برنارد شاو نويسنده معروف و آزاد فكر انگليسی گفته است : " من هميشه‏ نسبت بدين محمد بواسطه خاصيت زنده بودن عجيبش نهايت احترام را داشته‏ام . بنظر من اسلام تنها مذهبی است كه استعداد توافق و تسلط بر
حالات گوناگون و صور متغير زندگی و مواجهه با قرون مختلف را دارد. 

    چنين پيش بينی ميكنم و از همين اكنون آثار آن پديدار شده است كه‏ ايمان محمد مورد قبول اروپای فردا خواهد بود .
" روحانيون قرون وسطی در نتيجه جهالت يا تعصب ، شمايل تاريكی از آئين محمد رسم ميكردند ، او بچشم آنها از روی كينه و عصبيت ضد مسيح جلوه‏ كرده بود ، من درباره اين مرد اين مرد فوق العاده مطالعه كردم و به اين‏ نتيجه رسيدم كه نه تنها ضد مسيح نبوده بلكه بايد نجات دهنده بشريت‏ ناميده شود . بعقيده من اگر مردی چون او صاحب اختيار دنيای جديد بشود طوری در حل مسائل و مشكلات دنيا توفيق خواهد يافت كه صلح و سعادت آرزوی‏ بشر تأمين خواهد شد " .

ـــــــــــــــ

دانلود کتاب اسلام و مقتضیات زمان۱ دانلود/ کلیک کنید

دانلود کتاب اسلام و مقتضیات زمان ۲دانلود / کلیک کنید

ــــــــــــــــ

لینک مرتبط

ایدئولوژی اسلامی

 

  نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:49  توسط MMJ  | 
 
پروفسور ریموند  از چهره های شاخص فلسفه در دنیای امروز از دانشگاه پرینستون. آقای ریموند روایه در میان عقاید و افکاری که دانش کنونی را دچار رکود کرده سه زمینه فکری بیشتر از سایر زمینه ها تاثیر گذاشته است:
1-انسان شناسی مارکس. 2-روان کاوی و روان شناسی فروید. 3-جهان شناسی انیشتین. این بسیار اشتباه است که روشنفکران ما این افراد را نوآور می شمارند. ـ آقای روایه  دانشمندان معتقدند که آفرینش کاینات و به وجود آمدن و پراکندن سیارات محصول توفان و انفجاری بزرگ است. نظر شما در این باره چیست؟
پس باید این را هم بپذیریم که یک چاشنی انفجار، یا نوعی اتم مقدماتی و یک فضای بی کران وجود داشته که چنین حادثه عظیمی در آن رخ داده است. اینها و آن ماده اولیه کاینات به هر حال وجود داشته اند و نیازمند آفریننده ای بوده اند. اما از این مهمتر این که: سرنوشت همه پدیده هایی که بر اثر آن انفجار مهیب نخستین در فضا پخش شده چگونه قبلاً در نهاد آن جرم عظیم، معین و مشخص شده بود؟ و خود آن جرم از کجا آمده و چگونه متراکم شده بود؟ می بینید که اصلاً ماده را بدون توجه به روح نمی توان تعریف کرد. کوچکترین حرکت در روی زمین، از چنان دقت و ظرافتی برخوردار است که گویی توسط یک نفر برتر، یک عقل مقتدر و مافوق عالی رهبری می شود. آن چنان که به هیچ وجه نمی توان آن را تصادفی نامید. توجیه این امر تنها به همان طریقی که انیشتین می گفت ممکن است. یعنی قائل شدن به وجود پیرمرد. (کنایه از خداوند، قدیمی ترین موجود هستی). تازه ترین تحقیقات علمی نشان می دهد که بافت جهان آفرینش، روحی و معنوی است و از یک فکر بسیار وسیع که در همه جای آن آثار شعور و وجدان دیده می شود سرچشمه گرفته است. دیگر کسی حق ندارد دنیا را خالی از مفهوم پندارد. تمام افکار، عقاید، تمدن و فرهنگ بشری از جهان بیرون به او می رسد. به همین دلیل هنگامیکه ما می میریم این خداوند است که به صورت یک حقیقت غیرمادی از وجود ما رخت می بندد و بعد چیزی جز مقداری خاک و گرد و غبار برجای نمی ماند. در جهان شناسی جدید نه تنها ماده در مقابل روح نیست بلکه روح تشکیل دهنده ماده و بافت اصلی و اصلاً تنها بافت ماده است و جرم و جسم فقط شکل های ظاهری روح هستند. دنیا به شکل هایی ساخته شده که هرچه در آن هست، به وضع خود شعور کامل دارند و با هم دارای مبادلات وجودی هستند. دنیا در عین حال، مجموعاً دارای وحدت است و به این وحدت هم آگاهی دارد. همین طور از نظر علمی جهان از چیزهایی ساخته شده که صرفاً مادی و فیزیکی نیست.
دانش بشری برای اولین بار البته نه از روی ضعف و ناتوانی بلکه براساس روش همیشگی خود یعنی تجربه و تحقیق اعلام می کند که وظیفه ای جز شناسایی ذات خداوندی و تجلیلات وی در پهنه کهکشان ندارد و از لحاظ بشری تمام آن کوشش باید صرف پرورش ایمان علمی و شناسایی منطقی و صحیح آفریدگار بزرگ شود. دانشمندان پالومار ثابت کرده اند که آنچه از مفهوم خداوند در ادیان و اعتقادات عالیه، تجلی او به حساب می آید، با خصوصیات آنچه انرژی( تجرد از ماده از هر لحاظ) نام دارد تطبیق می کند. 2000 دانشمندان شاغل در رصدخانه پالومار، دارای ملیت و مذاهب مختلفی هستند و کسی آنها را به داشتن چنین عقایدی مجبور نکرده است. بلکه این دانش و خرد علمی آنهاست که با توجه به نتایج صد درصد علمیشان همه بشریت را به سوی ایمان به خداوند می خواند.(کتاب ایا خدایی وجود دارد؟)

ادامه مطلب
  نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:20  توسط MMJ  | 

 

 

 

مقاله از جلال الدین فارسی:

گفتگوی الهیون و مادیون گفتگویی است قدیمی چه در سطح مردم وچه در دانشمندان و اهل علم و فلاسفه. نویسندگان وفلاسفه مادی اعتراف مینمایند که این گفتگو وبرخورد دومکتب ، بسیار قدیمی است . گرچه نظریه درباره خدا وخالق ،همچنین نظریه مادی و نظر درباره ماده و ماهیت آن انواعی داشته و اشکال تازه ای به خود گرفته است باز اصول اساسی این دو فلسفه و دو مکتب همواره مخالف یکدیگر و پیروان آنها روبروی هم بوده اند.

این واقعیت تاریخی و عینی  ثابت میکند که فرضیه کانت دائر بر گذر آدمی از سه مرحله مختلف تفکرلاهوتی، تفکرمتا فیزیکی و تفکرتحققی بی اساس است.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:0  توسط MMJ  | 
 

 آیا واقعا اعراب در فتوحات اسلامی کتابخانه ها را آتش زدند؟ 

(قسمت دوم)

کتابسوزی ایران و مصر

کتاب «خدمات متقابل اسلام و ایران » (ص۳۰۸الی ۳۵۴)

بطور کامل بخوانید :(ادامه پست قبل)


ادامه مطلب
  نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 16:35  توسط MMJ  | 
 

آیا واقعا اعراب در فتوحات اسلامی کتابخانه ها را آتش زدند؟ 

(قسمت اول)

 

کتابسوزی ایران و مصر

کتاب «خدمات متقابل اسلام و ایران » (ص۳۰۸الی ۳۵۴)

بطور کامل بخوانید :


ادامه مطلب
  نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 16:12  توسط MMJ 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM  
دنیای کدهای جاوا اسکریپت