..... |
سوال میشود :ایا ایه ۲۹ سوره توبه بیانگر اجبار در پذیرش اسلام نیست ؟
« کسانی را از اهل کتاب که به خدا و روز قیامت ایمان نمی آورند و چیزهایی را که خدا و پیامبرش حرام کرده است بر خود حرام نمیکنند و دین حق را نمیپذیرند بکشید، تا آنگاه که به دست خود در عین مذلت جزیه بدهند» اگر ایه ۲۰ سوره ال عمران هست اگر لا اکراه فی الدین هست پس این ایه چه میگوید ؟
در پاسخ باید گفت : اولا معنای ایه چنین است :« با کسانی از کسانی را از اهل کتاب که به خدا و روز قیامت ایمان نمی آورند و چیزهایی را که خدا و پیامبرش حرام کرده است بر خود حرام نمیکنند و دین حق را نمیپذیرند بجنگید تا انگاه به فروتنی جزیه دهند»
ثانیا :ايه 29 سوره توبه درسال نهم هجرت نازل شده و در ان هنگام ، قبایل یهود و نصری در مدینه و اطراف ان سکونت داشتند که پس از خیانتهای روشن و پیمان شکنی های بسیار و جنگهای خیبر و غیره خلع سلاح شده بودند بنابراین این ایه به هیچ وجه از پیکار با اهل کتاب مدینه سخن نمیگوید این ایه مسلمانان را به پیکار با رومیان فرمان میدهد (ر.ک : تفسیر طبری زمخشری و بیضاوی و رازیو ذیل ایه 29 سوره توبه) پیامبر در زمان حیات یکبار بارومیان جنگید. وقتی پیامبر یاران خود را " حارث بن عمیر ازدی " با نامه ای نزد پادشاه "بصری" فرستاد و پادشاه مزبور شرحبیل غسانی نام داشت . این پادشاه برخلاف رسم معمول ایشان را در سرزمین " موته " بقتل رسانید . پس از این پیامبر برای سرکوبی این پادشاه ستمگر گروهی از مسلمانان را به فرماندهی جعفر بن ابی طالب به سوی او گسیل داشت . مسلمانان بدون انکه پیش بینی کرده باشند در سرزمین شام با انبوه سپاه هرقل (امپراطور روم) روبرو شدند که برای دفاع از شرحبیل پادشاه "بصری" به نبرد مسلمین امده بود هرقل با کمال قساوت به کشتار مسلمانان پرداخت و مسلمانانی که بازمانده بودند به مدینه برگشتند . باز در همان سال یعنی سال نهم بار دیگر گروهی از بازرگانان نبطی که از شام به مدینه امده بودند خبر اوردند که رومی ها اهنگ حمله به مسمانان کرده اند و لشکری گران فراهم اورده اند و قبایل شامی :لخم و جذام و عامله و غسان را نیز محهیای جنگ با مسلمین نموده اند( ظاهرا رومیان از اینکه پیامبر اسلام در جزیره العرب شهرت یافته بود هراس یافته بودند و تصمیم گرفته بودند با پیامبر کارزار کنند تا مبادا در جزیره العرب حکومت قدرتمندی پدید اید و برای روم خطرناک باشد از ایرو پیش دستی کردند و به جنگ مسلمین امده بودند) ر.ک : مغازی واقدی ج2ص 755و سیره حلبه ج 2ص786 و نیز طبقات ابن سعد ج2 ص119
در این سال بود که این ایه نازل شد و دستور داد : با کسانیکه از اهل کتاب که ایمان به خدا و روزباز پسین ندارند و محرمات خدا و رسولش را حرام نمی شمارند پیکار کنید تا با فروتنی ، خود جزیه دهند .
چنانکه طبری در جامع البیان ذیل این ایه می نویسد « این ایه درباره رومیان و امر جنگ با رومیان نازل شد و پیامبر پس از نزول برای پیکار به تبوک رهسپار شد»=
درنامه پیامبر به هرقل همین ایه اورده شده ایت و این بخوبی نشان میدهد که پبامبر رومیان مهاجم را مصداق این ایه شمرده است . متن نامه ر.ک : مجموع الوثائق السیاسه للعهد النبوی و خلاقفه الراشده ص 50
پس از این پبامبر خود باتفاق گروهی از یاران از مدینه بیرون شد و پس از تحمل سختیهایی به تبوک رسید وبدون اینکه درگیری رخ دهد از روسای قبایلی که با رومی ها پیوند داشتند چون سران ائله و جربا و اذرج جزیه گرفت و بدینوسیله انان را از فتنه انگیزی بازداشت و برای ایشان امان نامه نوشت چنانکه ابن هشام و مقریزی و دیگران متن امان نامه را اورده اند .ر.ک : امتاع الاسماع جز اول ص 468
در این سفر پیامبر با رومیان برخورد نکرد و با قبایل اهل کتاب را نیز به مسلمان شدن وا نداشت و تنها از سران قبایل هم پیمان روم جزیه گرفت .
خلاصه انکه قران مجید هرچند به مسلمانان فرمان میدهد تا با کفار حربی اهل کتاب پیکار کنند ولی این فرمان به هیچ وجه با ازادی مذهب ناسازگاری ندارد زیرا جنگ مسلمین با اهل کتاب برای ان نبود تا ایشان را به پذیرش اسلام وادارد بلکه انانرا از تعدی و تجاوز و فتنه انگیزی باز میداشت چنانکه در ایه امده از ایشان نوعی مالیات میگرفتند و دربرابر این مالیات از انان حمایت مینمودند .
نکته ای که در گرفتن جزیه مهم است اسنت که اگر موانعی پیش می امد که مسلمین چنانکه سزاوار بود نمیتوانستند از اهل کتاب به واسطه جزیه ای که میگیرند حمایت کنند از گرفتن مالیات خودداری میورزیدند بلاذری( قرن دوم و سوم) در فتوح البلدان خود ( ص 143) مینویسد :
« چون هرقل گروه بسیاری را برای نبرد با مسلمین فراهم آورد و به مسلمانان خبر رسید که دشمنان به سوی برموک پیش می ایند ، مالیاتی را که مسلمین از مردم حمص گرفته بودند به ایشان برگرداندند و گفتند که ما به جنگ با رومیان سرگرم شده و از یاری و دفاع شما غافل خواهیم گش دراینصورت ما به کار خود برسید مردم حمص پاسخ دادند که حکومت و عدالت نزد شما نزد ما محبوبتراز ظلم و ستمی است که پیش از این برما میرفت و ما بهمراه عامل شما با سپاه هرقل میجنگیم و از این شهر دفاع میکنیم یهودیان نیز برخاستندو گفتند : سوگند به تورات که ما اجازه نمیدهیم هرقل به شهر حمص وارد شود مگر آنکه شکست بخوریم»
اینست نمونه سیره مسلمین که مرحوم زرینکوب هم در کتاب کارنامه اسلام بدان پرداخته است .
و نیر پرفسور توماس ارنولد خاورشناس انگلیسی در کتاب تاریخ گسترش اسلام مینویسد : ( موقعی که سپاه مسلمین به دره اردن رسید و ابو عبیده در ان محل اردو زد سکنه مسیحی منطقه نامه ای به این مصمون برای مسلمانان ارسال داشتند « ای مسلمانان ما شمارا بر بیزانس ترجیح میدهیم هرچند انان هم کیش ما هستند ! زیرا سما مارادردین و ایمان خود ازاد گذارده و با ما بر ترحم و مهربانی بیشتر رفتار میکنید و از اعمال زور و ظلم خودداری مینمایید و حکومت شما برما بمراتب بهتر از حکومت بیزانس ایت زیرا انان اموال مارا به غارت برده و خانه های مارا تصاحب نمودند» " امسا" دروازه های شهرهای خود را بر لشکر هراکیلیوس[هرقل] بستند و به مسلمانان اطلاع دادند که حکومت و عدالت اسلامی را بر بی عدالتی و فشار و تعدیات رومی ها ترجی میدهند . ص 42 )
این نمونه رفتار هرقل است هرقل هرگاه اثری از اسلام میدید با قساوت و شدت عمل انرا سرکوب میکرد چنانکه باز مورخان نوشته اند « فروه بن عمرو جذامی از سوی روم شرقی به فرمانراویی " معان " در نواحی شام منصوب ده بود او بعد از اینکه دعوت پیامبر اسلام را شنید انرا پذیرفت و فرستاده خود را با هدیه ای بنزد پیامبر فرستاد و اسلام خویش را عرضه کرد اما چون هرقل این خبر را شنید اورا به زندان انداخت و سپس فرمان داد سر وی را از تن جدا کردند و جسدش را به به دار اویختند . ر.ک : سیره ابن هشام ص 591 و 592» و این هرقل بود که دستور داد یوحنا ابن روبه فرماندار " ایله " را که با پیامبر قرارداد صلح بسته بود مصلوب کنند . این نمونه سفاکی رومیان بود.روک :طباطبایی جلد
و اما جزيه
همونطور که قبلا گفته شده (آزادی در پذیرش اسلام (1)) جزیه چیزی شبیه زکات است و جز مالیات سرانه نبوده که اهل کتاب به حکومت اسلامی بنا به شرایط خاص میپرداختند .
جزیه از ماده جزا بمعنای کیفر دادن نیست بلکه از لغات دخیل شمرده میشود یعنی هما گزیت پارسی است که در عربی راه یافته و به معنای مالیات سرانه می اید .= قاموس قران
چنانکه قاضی ابو یوسف (متوفی182 هجری) درکتاب معروفش «الخراج» که برای هارون الرشید نوشته ، امده :« ثروتمندان اهل کتاب سالیانه فقط 48 درهم و طبقه متوسط انها 24 درهم و کشاورزانشان 12 درهم می پرداختند و زنان و کودکان و مستمندان و پیرمردان و از پای دامدگان و راهبان و صومعه نشینان و نابینایان و دیوانگان که فیر بشمار میایند از پرداخت این مقدار ناچیز نیز معافند و از اهل کتاب زکات چهارپایان نیز نمی گرفتند و هرگز کسی ایشان را وادار به پذیرش اسلام نمیکرد حتی اگر اسیری رومی شمرده شود. ص131»
باز در کتاب تاریخ گسترش اسلام میخوانیم ((( اکثریت قشر سکنه روم در قسمتهایی که در زمان این امپراطور فتح شده بود از طرفداران و دوستان اعراب بودند این اکثریت به هراکیلیوس به عنوان بدعت مینگریستند و از ان بیم داشتند که وی ممکن است برای تحمیل عقاید منوفیزیتی خود دست به شدت عمل و مجازات بزند باین جهت بود که انان با امادگی و حتی علاقه کامل مایل بودند فرمانروای دیگری را که تعهد ازادی دینی بنماید بپذیرند و حاظر بودند در مقابل رفع خطر فوری در مورد وضع دینی و استقلال ملی خود گذشتهایی بنمایند .
میشائیل .د .الدر اسقف کلیسای انطاکیه نیر در نوشته های خود در نیمه قرن داوزدهم میلادی تصمیمات و نظریه های همکیشان خود را تایید مینمود و حتی پس از اینکه کلیسای شرقی در حدود پنج قرن تحت حکومت اسلامی قرار داشت معتقد بود که :« دست خداوند در پیروزی اعراب به وضوح دیده میشود» او پس از بررسی و تذکر و یاداوری فشارها و مجازات های هراکیلیوس مینویسد :« به همین دلیل است که خدای انتقام که به تنهایی قادر است امپراطوری سلطه افراد فناپذیر را به میل و اراده خود تغییر دهد ... از منطقه جنوب ، فرزندان اسماعیل را برانگیخت تا مارا از ظلمو بیداد رومیها نجات داده و ازادکنند . ص 41»)))
باز پرفسور توماس ارنولد در صفحه 42 همان کتاب مینویسد « مناطقی از امپراطوری بیزانس با سرعت بتصرف مسلمانان درامده بود خود را درحال استفاده کامل انچنان ازادی یافتند. که برای قرنهای متمادی انطور ازادی بیاد نداشتند. انان مجاز بودند که آزادانه و بدون هیچگونه مزاحمت تکالیف دینی خود را انجام داده و مراسم مذهبی خویش را برپادارند... وسعت این ازادی را که در تاریخ قرن هفتم میلادی کم نظیر بود میتوان از پیمانهایی که با شهرهای مفتوحه منعقد میشد قضاوت نموده و بدست اورد . در این قراردادها حفظ مال و جان ، ازادی دین و عقیده دربرابر تسلیم و پرداخت جزیه تضمین شده بود. ص 42»
پرفسور ارنولد درباره جزیه چنین مینویسد ((( جزیه ، برخلاف انچه بعضی مایلند ما را وادراند چنین تصور کنیم اصلا بعنوان مجازات عدم پذیرش اسلام برکسی تحمیل نمی شد و به هیچ وجه جنبه انتقامی نداشت بلکه مسیحیان در ردیف غیر مسلمانان ذمی ذیگر ساکن در قلمرو اسلامی ...در مقابل تامین مالی و جانی از طرف دیگر مسلمانان وضع میگردید . موقعی که مردم حیره جزیه خود را پرداختند مخصوصا یاداور شدند که مبلغ مورد توافق را تنها به این شرط به مسلمانان میدهند که مسلمانان و فرمانروایان مسلمان از مردم حیره در مقابل هرگونه فشار و تعدی چه از طرف مسلمانان و چه از طرف غیر مسلمانان دفاع و حمایت نمایند . نیز همچنین قراردادهایی که بین خالد بن ولید با اهالی یعضی شهرهای نواحی حیره منعقد شده نوشته شده است که « اگر ما از شما محافظت نماییم جزیه قابل پرداخت باشد و در غیر اینصورت قابل پرداخت نمی باشد» ...! امپراطور بیزانس ارتش عظیمی رابرای راندن نیروهای مسلمان که خود را طبعا برای مقابله با خطر تجهیز نموده واماده کرد . فرمانده عرب ، ابو عبیده به اقتضای شرط مندرج در عهدنامه ها به فرمانروایان شهرهای مفوحه سوریه دستور داد که تمام جزیه هایی را که جمع اوری نموده بودند به صاحبان انها پرداخت نمایند و نامه ای ( اعلامیه ای) به این مضمون برای مردم نوشت :« ما تمام پولی که از شما دریافت داشته ایم به شما بازپس خواهیم داد زیرا اینک به ما خبر رسیده است که نیروهای قوی دشمن علیه ما در حال پیشروی هستند و این وظیفه اینک از امکان ما خارج است ما تمام پولی را که از شما گرفته ایم به شما برمیگردانیم ولی اگر پیروز شدیم خود رابا انجام موارد و رعایت معاهده قدیم ملزم میدانیم»
براساس این اعلامیه و دستور مبالغ هنگفتی از محل بیت المال باز پس داده شد و مسیحیان برای پیروزی سران اسلام و مسلمانان دعا کرده و گفتند : خداوند شمارا مجددا برما حکومت دهد و شما را بر رومی ها پیروز گرداند زیرا اگر رومی ها در چنین شرایطی بودند نه تنها هرگز چنین چیزی به ما پس نمیدادند بلکه بقیه اموال مارا نیز ضبط میکردند و از ما میگرفتند . همانطور که قبلا توضیح داده شد جزیه تنها بر مردان سالم در مقابل معافیت از خدمت نظام که در صورت مسلمان بودن میبایستی انجام دهند وضع میگردید و کاملا قابل توجه است که هر فرد مسیحی که در ارتش اسلام خدمت مینمود از پرداخت جزیه معاف بود . ص 46 و 47)))قسمت اعظم مطالب فوق از کتاب خیانت در گزارش تاریخ نقل شد
پرفسور ادوارد برواون در کتاب تاریخ ادبیات ایران می نویسد « چه بسا تصور کنند که جنگجویان اسلام ، اقوام و ممالک مفتحوحه را در انتخاب یکی از این دو راه مخیر می ساختند یا قران یا شمشیر ! ولی این پندار صحیح نیست زیرا گبر و ترسا و یهود اجازه داشتند ایین خود را نگه دارند و فقط مجبور به دادن جزیه (مالیات سرانه) بودند و این ترتیب کاملا عادلانه بود زیرا اتباع غیر مسلم خلفا ، از شرکت در غروات و دادن خمس و زکات که بر امت پیامبر فرض بود معافیت داشتند» + نیز مینویسد « مسلم است که قسمت اعظم کسانی که تغییر مذهب دادند به طیب خاطر و به اختیار و اراده خودشان بود...» ج 1 ص 297
کتاب کارنامه اسلام نوشته دکتر زرینکوب را اینجا دانلود کنید:بررسی ایات جهاد
یکی از مسائلی که پیرامون ایات قران و مسلمانان مطرح میشود برداشتهای سطحی و ناصواب برخی از مغرضین از این دست از ایات قران است که در سلسله مقالاتی توضیحاتی در اینباره خواهیم داد :
یکی از ایات ایه 191 سوره بقره است :
«وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُم مِّنْحَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَلاَ تُقَاتِلُوهُمْ عِندَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ ...»
« و هر جا ایشان را دریافتید به قتل رسانید و از همان جا که شما را بیرون کردند انان را بیرون کنید و فتنه گری که انها فسادش از جنگ بیش تر است . .....» ایه 191 بقره
در اغاز ایه میگوید : وقتلوهم ... ایشان را بکشید !!
اما باید دانست ایشان چه کسانی هستند و چه کرده اند که سزاوار مرگ شده اند ؟ ایه پیشین ان به ما پاسخ میدهد در واقع باید ضمیر را به مرجعش باز گرداند و عطف نمود :
در ایه 190 میخوانیم :
« با کسانیکه به جنگ شما می ایند ، در راه خدا پیکار کنید و تجاوز رواند مدارید که خداوند تجاوزکاران را دوست ندارد »
چنانکه میبنید این ایه سه شرط را برای جنگ ذکر نموده :
اول انکه : مسلمانان در راخدا بجنگند ( نه برای دنیا طلبی و کسب غنیمت) .
دوم انکه : مسلمانان با کسانی بجنگند که به جنگ ایشان امده اند ( نه کسانی که سر جنگ با انها ندارند)
سوم انکه : مسلمانان به هیچ کس تجاوز روا ندارند یعنی کسانیکه اهل جنگ نیستند همه را محترم شمارند .
بعد از این ایه میخوانیم : وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ ... یعنی « و هرکجا بدیشان دست یافتید انهارابکشید»
پس واضح است که این حکم برای کفار مهاجم و کافران حربی است که به جنگ مسلمانان امده اند و مسلمانان را مورد تاخت و تاز قرار داده اندو منظور از هرکجا میدان جنگ است و البته کسی که به جنگ مسلمانان امده و شمشیر بروی انان میکشد نباید نوازش نمود سپس می فرماید « از همان جا که شما را بیرون کردند انها را بیرون کنید » ...
_______
« چرا در راه خدا نمی جنگید و درراه نجات مردان و زنان و کودکان ناتوان پیکار نمیکنید ؟ همان کسانی که میگویند : خداوندا مارا از این سرزمین که ساکنانش ستمگرند بیرون آر و برای ما از نزد خود یاوری قرار ده » نساء75
« به مسلمانانی که در معرض جنگ قرار گرفته اند ، اجازه داده شد که پیکار کنند زیرا بر آنان ستم رفته است » حج 39
« با کسانی که به جنگ شما می ایند در راه خدا پیکار کنید و تجاوز روا مدارید که خداوند تجاوزکاران را دوست ندارد » بقره 190
« همه با مشرکان بجنگند همانطور که انان همگی با شما میجنگند» توبه 36
« چرا با گروهی نمی جنگید که پیمانهای خود را شکستند و تصمیم به اخراج پیامبر گرفتند و انان بودند که نخستین بار جنگ را اغاز کردند» توبه 13
« خداوند شما را از معاشرت و همزیستی با کفاری که با شما در امر دین نجنگید و شمارا از شهر و دیاراتان اواره نکرده اند منع نمیکند که با انها به نیکی رفتار نمایید و به عدل و داد رفتار کنید» ممتحنه 8
« خداوند شما را تنها از دوستی با کسانی نهی میکند که در امر دین با شما قتال کرده و شما را از شهر و دیارتان اواره ساختند و در بیرون کردنتان همدست شدند ( و باهم پیمان بستند) و هرکس که با انها دوستی و یاوری کند از ستمکاران خواهد بود » ممتحنه 9
____
نیز از دیگر مسائلی که برخی از مغرضین با سو استفاده از مخاطبین خود ( که انها را کاملا نادان و جاهل فرض میگرند ) بیان میکنند اینست که میگویند ایه لااکراه فی الدین مربوط به دوره ضعف مسلمانان بوده و هنوز ایات جهاد نازل نشده بود !!! و از هر حیلگری و ترفندی میخواهند این را به مخاطبین خود تفهیم کنند که پیامبر اسلام هر قدر که تعداد مسلمانان بیشتر و سپاه اسلام قدرتمندتر میشده بیشتر به خشونت متوسل شده است و دیگر ایه لااکراه فی الدین مفهومی نداشته است !!
در پاسخ باید گفت که :
لینک مرتبط آزادی در پذیرش اسلام (1)
ادامه دارد
گزارش از Harun Yahyaپرفسور آنتوني فلو (Professor. Anthony Flew )
« تحقيقات بيولوژيست ها روي DNA ( ساختار ژنتيكي ) پيچيدگي شگفت آور غير قابل باوري از نظم و سازماندهي را نشان مي دهد كه لازمه توليد حيات است و چنين مقدمات و تناسباتي بدون دخالت اراده اي هوشمند ممكن نيست ».تحقيق روي DNA ( ساختار ژنتيكي ) كه Flew به عنوان دليل زير بنائي براي تغيير عقيده خود به آن اشاره مي كند ، به راستي حقايق خيره كننده اي را درباره آفرينش به ظهور رسانده است . شكل مارپيچ حلزوني ملكول DNA، محتواي ژنتيكي كد هاي آن ، رديف ها و لايه هاي هسته آن ( Nucleotide Strings ) كه هرگونه پيدايش تصادفي كور را باطل مي كند ، مخزن جامع و دائرة المعارفي عظيم اطلاعات دروني آن و بسياري از يافته هاي خيره كننده علمي آشكار مي سازد كه ساختمان و عملكرد اين ملكول با يك طرح ويژه اي براي حيات تنظيم شده است.
« حتي اقدام به انديشه و تصور تدوين يك تئوري طبيعت مدارانه از تكامل تدريجي باز توليد اولين اورگانيسم حياتي بي اندازه مشكل است. »
« من به اين نتيجه سوق داده شده ام كه پاسخي براي اين سئوال كه چگونه اولين نشانه حياتي از ماده غير زنده اي پديد آمده و آنگاه در پيچيده ترين شكل خلقت توسعه يافته است ، وجود ندارد ».
« آنچه واقعاً مرا متحير مي سازد ، معماري ( ساختار ) حيات است . . . سيستم به صورت خارق العاده اي پيچيده است . به گونه اي است كه به نظر مي رسد از قبل طراحي شده است . . . در اين جا هوشمندي حيرت آوري مشاهده مي شود . »خيره كننده ترين حقيقتي كه درباره DNA وجود دارد ، اين است كه وجود اطلاعات كدهاي ژنتيكي مسلماً با هيچ يك از موازين مربوط به ماده ، انرژي يا قوانين طبيعي قابل توضيح نمي باشد.
« سيستم كد گذاري هميشه نتيجه يك تلاش مغزي است . . . چنين امري مؤكداً آشكار مي سازد كه ماده به خودي خود قادر بر ابداع هيچ كدي نمي باشد و در اينجا خلاقيت ضرورت دارد . . . هرگز نه قانوني در طبيعت شناخته شده است كه از آن طريق ماده بتواند به اطلاعات دسترسي پيدا كند و نه هيچ فرآيند فيزيكي يا پديده مادي تشخيص داده شده است كه بتواند چنين كند.»
دانشمندانِ معتقد به آفريده شدن جهان (Creationist ) و فيلسوفان نقش مهمي را ، علاوه بر يافته هاي علمي ، در پذيرش اين كه جهان طراح هوشمندي داشته است براي « Flew » ايفا كرده اند . در روزهاي اخيرFlew در مناظره هاي زيادي با دانشمندان و فيلسوفاني كه طرفدار آفرينش هستند مشاركت كرده و با آنها تبادل نظر كرده است.
آخرين نشست در اين زمينه مباحثاتي بود كه توسط مؤسسه تحقيقات فوق علمي در ماه مي سال ۲۰۰۳ در تگزاس برگزار شد .
Flew در مذاكراتي با فيزيكدان و نويسنده اسرائيلي « Roy Abraham Varghes » ، فيزيولوژيست ملكولي Schroeder Gerald و فيلسوف رومن كاتوليك «John Haldane » مشاركت داشته است.
« Flew» تحت تأثير انبوه شواهد علمي تأييد كننده نظريه آفريده شدن جهان ، و تأثير استدلال هاي قانع كننده طرف هاي مقابلش الحاد و بي خدائي را ترك كرده است . در نامه اي كه نامبرده براي شماره اگوست – سپتامبر ۲۰۰۳ نشريه انگليسي « فلسفه كنوني » نوشته است ، كتاب « Schroeder » را به نام « چهره پنهان خدا ، علوم حقيقت نهائي را آشكار مي سازد » ، براي مطالعه توصيه كرده است ، هم چنين كتاب « جهان عالي بي نظير» نوشته« Varghes » را . او ضمن مصاحبه اي با استاد فلسفه و خدا شناسي هابرماس« Gary R. Habermas » كه نقش اصلي را در تغيير عقيده او ايفا كرده ، هم چنين در ويديوي « آيا علوم خدا را كشف كرده » به وضوح تأكيد كرده است كه به طراحي هوشمندانه جهان ايمان دارد.*** ادامه دارد...
«ما بزودی نشانه های خود را از هر سوئی از جهان و نیز در ساختمان بدن خودشان بنمایانیم تا برای انان اشکار شود که خداوند حق است»فصلت ۵۳
مباحث و مسائل ذيل در اين گفتگو مطرح و بررسى گرديده است:
مباحث و مسائل ذيل در اين گفتگو مطرح و بررسى گرديده است:
علم و خداپرستى (۳)
مناظره اى ميان دو دانشمند معروف علوم طبيعى در انكار و اثبات خدا
Richard Dawkins and Francis Collins
مباحث و مسائل ذيل در اين گفتگو مطرح و بررسى گرديده است:
عبدالعلی بازرگان
ــــــــــــــ--
(ناگفته نماند چند ماه پس از انتشار کتاب پندار خدا . سم فرایمن در پاسخ به این کتاب کتابی نوشت بنام پندار داوکینز اخیراهم الیتسر مک گرات پرفسور و فلسفه دان و الهیدان مسیحی و صاحب کرسی استادی دائم دانشگاه اکسفورد دو کتاب درباره داوکینز نوشته اولی "پندار داوکینز" نام داره و دومی خدای داوکینز نام گذاری کرده است.)
زبان خدا : پرفسور فرانسیس کالینز
1.
The Language of God: A Scientist Presents Evidence for Belief by Francis S. Collins (Paperback - Jul 17, 2007)
Buy new: $15.00 $10.20
74 Used & new from $6.83
Get it by Monday, Oct 13 if you order in the next 21 hours and choose one-day shipping.
Eligible for FREE Super Saver Shipping.
(298)
.
The Dawkins Delusion?: Atheist Fundamentalism and the Denial of the Divine by Alister E. McGrath and Joanna Collicutt Mcgrath (Hardcover - Jun 8, 2007)
Buy new: $16.00 $10.88
44 Used & new from $8.47
Get it by Monday, Oct 13 if you order in the next 21 hours and choose one-day shipping.
Eligible for FREE Super Saver Shipping.
(73)
7.
3.
God is No Delusion: A Refutation of Richard Dawkins by Thomas Crean (Paperback - Oct 31, 2007)
Buy new: $12.95 $10.36
7 Used & new from $10.36
Get it by Monday, Oct 13 if you order in the next 21 hours and choose one-day shipping.
Eligible for FREE Super Saver Shipping.
(14)
Excerpt - page 9: "... But this is a relatively minor point. ' R. Dawkins, The God Delusion, London, Bantam Press, 2006. 9 ..."Surprise me! See a random page in this book.
4.
The Dawkins Delusion? by McGrath (Paperback - 2007) - Import
7 Used & new from $13.49
(10)
6.
Answering the New Atheism: Dismantling Dawkins' Case Against God by Scott Hahn and Benjamin Wiker (Paperback - May 8, 2008)
Buy new: $12.95 $10.36
16 Used & new from $7.55
Get it by Monday, Oct 13 if you order in the next 19 hours and choose one-day shipping.
Eligible for FREE Super Saver Shipping.
(19)
8.
The Richard Dawkins Delusion by Daniel Keeran (Kindle Edition - Feb 8, 2007) - Kindle Book
Buy: $3.20
Auto-delivered wirelessly to Kindle
(1)
The Dawkins Delusion: Britain's crusading atheist.(Short Takes)(Richard Dawkins): An article from: Commonweal by Jonathan Luxmoore (Digital - Oct 31, 2007) - HTML
خدا در برابر علم؟ (۱)
مناظرهاى دوستانه،
بين زيست شناس منكر خدا، "ريچارد داوكينز"(۲)
و مسيحي متخصص ژنتيك، "فرانسيس كالينز" (۳)
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|