تبليغاتX
حقیقت
 
.....
 

خلاصه و نتیجه

اشتباه بسیاری از خداشناسان، به ویژه از لایب نیتس به بعد، ریختن برهان جهان شناختی در قالب محتوای ضرورت منطقی است که مبتنی بر اصل دلیل کافی است. چنین قالبی نهایتاً به تناقضات و بی اعتبار شدن برهان خواهد انجامید. در مقابل چنین روشی ، ما تلاش کردیم برهان را که با شروع از وجود محدود و با استفاده از اصل علیت وجودی که نهایتاً  به علت نامحدود هر وجودی منجر می شود دوباره مورد ارزیابی قرار دهیم . بدیت ترتیب، نتیجه عقلاً گریزناپذیر نیست. اما بنابر آنچه مستدل ساختیم وجوداً انکارناپذیر است. خلاصه آنکه، اگر موجودی متناهی وجود داشته باشد، در نتیجه، موجودی نامتناهی نیز به عنوان مبنای بالفعل و ضروری موجود متناهی وجود خواهد داشت.

چند کلمه پایانی نیز باید افزود. وجود خداوند از برهان جهان شناختی نتیجه نمی شود. آنچه از این برهان نتیجه می شود یک حقیقت است یعنی ، بیانی دربارۀ وجود خداوند. براهین خداشناسی مبنایی برای وجود خداوند نیستند؛ وجود خداوند به هیچ مبنایی نیاز ندارد خداوند مبنا و زیربنای  بی زیر بنا  برای هر وجود دیگر است. در بهترین شرایط، برهان جهان شناختی شاکله ای منطقی مبتنی بر واقعیت است، که عقلاً ابراز می دارد چرا موجود متناهی باید معلول باشد.
  نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 7:8  توسط MMJ  | 

 

ارزیابی مجدَد برهان جهان شناختی

ایرادهای زیادی که به نوع لایب نیتسی ِ برهان جهان ناختی وارد شده است به نوعی که اندکی پیش ارائه شد  کارگر نخواهد بود. بیائید ایرادهای عمده را مورد توجه قرار داده و ببینیم چگونه در بیان مجددی که از برهان جهان شناختی کردیم به پاسخ مناسب میتوانیم برسیم. از میان انتقادهایی که توسط هیوم (تاریخچه +  ادامه تاریخچه و شرح اشکالات هیوم و کانت و بیان مجدد تیلورا) و دیگران ارائه شده است، انتقاد های زیر قابل توجه است :

 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 7:0  توسط MMJ  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM  
دنیای کدهای جاوا اسکریپت