تبليغاتX
حقیقت - منظور از صلب و ترائب
 
.....
 

 

« فلینظر الانسان مّم خٌلِِق خٌلِق مِن ماءِ دافق ،يَخْرُجُ مِن بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ  » طارق/7

راغب گفته: ترائب دنده های سینه است و واحد آن تریبه است . مجمع البیان در ذیل اللغه گوید : ترائب اطراف سینه و مفرد آن تریبه است و در المعنی در ضمن نقل چند قول از عطا نقل کرده  صلب مرد و ترائب زن ،  زیرا که فرزند از دو آب بوجود می آید و در آخر فرموده : مشهور در کلام عرب ترائب استخوانهای سینه و بالای آنهاست . و همین طور در صحاح و قاموس واقرب الموارد ، در قاموس معانی دیگر نیز احتمال داده اند .

زمخشری نیز آنرا استخوانهای سینه دانسته و مثل عطا صلب مرد و ترائب زن گفته است . بیضاوی نیز مثل عطا و زمخشری گفته و در ذیل قول خود مطلب دیگری آورده است .

صٌلب ، در  لغت هر چیز سخت و محکم و نفوذ ناپذیر است در نهج البلاغه در صفت مؤمن آمده « نفسه اصلی من الصلد » حکمت333 یعنی نفس مومن از سنک سخت تر است و در اصطلاح به مهره های پشت مجاری نطفه مرد گفته میشود  « و حلائل ابنائکم الذین من اصلابکم » نساء23.

ناگفته نماند قول عطا و زمخشری وبیضاوی که صلب را  از زن دانسته و تفسیر کرده اند  بکلی باطل و بی اساس است ودر آیه شریفه نطفۀ زن مطرح نیست .

زیرا در آیه ما قبل میگوید : انسان از آب جهنده که از میان صلب و ترائب بیرون می آید آفریده شده است . آب جهنده (ماءٍ دافق) فقط از مرد است وانگهی مقاربت فقط سبب نزول نطفۀ مرد است  و ربطی بنطفۀ زن ندارد. نطفۀ زن در حدود پنج روز  پس از قاعدگی از تخمدان  جدا شده و وارد لولۀ زهدان میگردد و در حدود پنج و ش روز در آنجا زنده میماند اگر در عرض این مدت  مقاربت اتفاق افتاد یکی از سلولهای نطفۀ مرد (اسپرم ماتوزدیذ) وارد نطفۀ زن(اوول ) میگردد و رشد ان شروع میشود .(قاموس قرآن)

احتمال قوی در ایه شریفه انست که مراد از صلب ، قسمت  آخر  ستون فقرات مرد مقابل استخوانهای عانه و مراد از ترائب استخوانهای عانه و خاصره باشد . در تفسیر پرتوی از قرآن میگوید: مجرای منی از بیضه امتداد یافته و از راه مجرای معینی که در امتداد کشاله ران است بطرف داخل شکم میرود و بطرف مثانه که در پشت استخوان عانه است برمیگردد و در زیر مثانه از میان پروستات (غده ایست که در محل خروج ادرار قرار دارد و مجرای ناقل منی از وسط ان عبور میکند) رد شده و وارد مجرای ادرار میشود از این مجرا  که داخل شکم است اطرافش حلقۀ استخوانی است که در جلو استخوان عانه و در طرفین  و عقب استخوان حاصره و در پشت ، ستون مهره و استخوان خارجی می باشد.

علی هذای مقصود از صلب قسمت  آخر ستون مهره و از ترائب استخوانهای دیگر است که منی از میان  آنها گذشته وارد مجرای ادرار میشود و اینست معنای  يَخْرُجُ مِن بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ  .

تربیه و ترائب در اصل به معنای استخوان سینه نیست و معنای اولی (تراب) در آن معتبر است و استخوانهی سینه را از آنجهت ترائب گفته اند که مثل خاک بسهولت حرکت میکند چنانکه طبرسی فرموده : چون استخوانهای سینه مانند خاک به آسانی حرکت میکند از آنجهت ترائب گفته اند.

در اینصورت میتوان گفت استخوانهای عانه و خاصره از جهت نرم بودن و خاک مانند بودن تریبه گفته اند . قاموس قران با اندکی تصرف

 

صاحب تفسیر نمونه هم چنین گفته اند :

((او از يك آب جهنده آفريده شد))! (خلق من ماء دافق ) كه اين توصيفى است
براى نطفه مرد كه در آب منى شناور است ، و به هنگام بيرون آمدن جهش دارد.
و بعد در توصيف ديگرى از اين آب مى گويد: ((خارج مى شود از ميان صلب
و ترائب )) (يخرج من بين الصلب و الترائب ).

((صلب )) به معنى پشت است و اما ((ترائب )) جمع ((تريبه )) بنابر مشهور علماى لغت استخوانهاى بالاى سينه است ، همانجا كه گردنبند روى آن قرار میگيرد، چنانكه اين منظور در لسان العرب مى گويد: قال اهل اللغة اجمعون موضع القلادة من الصدر.
در عين حال معانى متعدد ديگرى نيز براى آن ذكر كرده است ، از جمله اينكه ((ترائب )) به معنى قسمت پيش روى انسان است (در مقابل صلب كه پشت انسان است ) يا اينكه ((ترائب)) به معنى دستها و پاها و چشمها است ، يا اينكه مجموعه استخوانهاى سينه ، و يا چهاردنده از طرف راست و چهار دنده از طرف چپ است .

به هر حال در اينكه منظور از ((صلب )) و ((ترائب )) در اين آيه شريفه چيست؟

 در ميان مفسران گفتگوى بسيار است و تفسيرهاى فراوانى براى آن گفته اند از جمله :
1 - ((صلب )) اشاره به خود مردان و ((ترائب )) اشاره به زنان است چرا كه مردان مظهرصلابت ، و زنان مظهر لطافت و زينتند، بنابراين آيه اشاره به تركيب نطفه انسان از نطفه مرد و زن مى كند در اصطلاح امروز ((اسپر)) و ((اوول )) ناميده مى شود.
2 - ((صلب )) اشاره به پشت مرد، و ((ترائب )) اشاره به سينه و قسمتهاى جلو بدن او است ، بنابراين منظور نطفه مرد است كه از قسمتهاى درون شكم كه در ميان پشت و قسمت جلو قرار دارد خارج مى شود.

3 - منظور خروج جنين است از رحم زن كه ميان پشت و قسمتهاى جلو بدن او قرار گرفته است.

4 - بعضى گفته اند اين آيه اشاره به يك نكته دقيق علمى است كه اكتشافات اخير از روى آن پرده برداشته و در عصر نزول قرآن مسلما از همه پنهان بود، و آن اينكه: نطفه از ((بيضه )) مرد و ((تخمدان )) زن گرفته مى شود، و مطالعات دانشمندان جنينشناسى نشان مى دهد كه اين دو در ابتداى امر كه در جنين ظاهر مى شوند در مجاورت كليه ها قرار دارد، و تقريبا مقابل وسط ستون فقرات در ميان صلب (پشت ) و ترائب (پايين ترين دنده هاى انسان ) قرار گرفته ، سپس با گذشت زمان و نمو اين دو عضو تدريجا از آن محل پايين مى آيند، و هر كدام در موضع فعلى خود جاى مى گيرد، و از آنجا كه پيدايش انسان از تركيب نطفه زن و مرد است ، و محل اصلى اين دو در آغاز در ميان((صلب )) و ((ترائب )) قرار دارد، قرآن چنين تعبيرى را انتخاب كرده ، تعبيرى كه در آن روز براى هيچكس شناخته شده نبود، و علم جنين شناسى جديد پرده از روى آن برداشته است .

به تعبير روشن تر بيضه مرد و تخمدان زن در آغاز پيدايش يعنى در آن هنگام كه مرد و زن خود در عالم جنين بودند در پشت آنها قرار داشت تقريبا محاذى وسط ستون فقرات بود، به طورى كه مى توان گفت دستگاه نطفه ساز مرد و دستگاه نطفه ساز زن هر دو بين صلب و ترائب بودند، ولى تدريجا كه خلقت مرد و زن در شكم مادر كامل مى شود از آنجا جدا شده و تدريجا به پايين مى آيند، به طورى كه هنگام تولد بيضه مرد به خارج از شكم و در كنار آلت تناسلى قرار مى گيرد، و تخمدان زن در مجاورت رحم .
ولى اشكال مهم اين تفسير اين است كه قرآن مى گويد آن آب جهنده از ميان صلب و ترائب خارج مى شود، يعنى به هنگام خروج آب ازاين دو مى گذرد، در حالى كه طبق اين تفسير در حال خروج آب نطفه چنين نيست ، بلكه دستگاه نطفه ساز در آن موقعى كه خود در شكم مادر بود ميان صلب و ترائب قرار داشت ، از اين گذشته تفسير ترائب به آخرين دنده پايين خود خالى از بحث و گفتگو نيست .

5 - منظور از اين جمله اين است كه منى در حقيقت از تمام اجزاى بدن انسان گرفته مى شود، و لذا به هنگام خروج تواءم با هيجان كلى بدن ، و بعد از آن همراه با سستى تمام بدن است ، بنابراين ((صلب )) و ((ترائب )) اشاره به تمام پشت و تمام پيش روى انسان مى باشد.

6 - بعضى نيز گفته اند عمده ترين عامل پيدايش منى ((نخاع شوكى )) است كه در پشت مرد و سپس قلب و كبد است كه يكى زير استخوانهاى سينه و ديگرى در ميان اين دو قرار دارد، و همين سبب شده كه تعبير ما بين صلب و ترائب براى آن انتخاب گردد.
ولى قبل از هر چيز بايد به اين نكته مهم براى حل مشكل توجه داشت كه در آيات فوق تنها سخن از نطفه مرد در ميان است ، زيرا تعبير به ((ماء دافق )) (آب جهنده ) درباره نطفه مرد صادق است نه زن ، و همان است كه ضمير ((يخرج)) در آيه بعد به آن باز مى گردد، ومى گويد: ((اين آب جهنده از ميان صلب و ترائب بيرون مى آيد)).
روى اين حساب شركت دادن زن در اين بحث قرآنى مناسب به نظر نمى رسد، بلكه مناسبترين تعبير همان است كه گفته شود قرآن به يكى از دو جزء اصلى نطفه كه همان نطفه مرد است ، و براى همه محسوس ‍ مى باشد، اشاره كرده ، و منظور از ((صلب )) و ((ترائب )) قسمت پشت و پيش روى انسان است ، چرا كه آب نطفه مرد از ميان اين دو خارج مى شود.

اين تفسيرى است روشن و خالى از هرگونه پيچيدگى و هماهنگ با آنچه در كتب لغت در معنى اين دو واژه آمده است ، ...

ـــــــــ

خرمشاهی

<فلينظر الانسان مِمَّ خُلق. خُلق من ماء دافق. يخرج من بين‌الصُّلب و الترائب.> (طارق، 5 - 7). در توضيح اين مسئله در حاشيه‌ ذيل ترجمه‌ خود از قرآن كريم، چنين آورده‌ام: <اين آيه معركه آراي مفسران است، مخصوصاً مفسران جديد كه مي‌كوشند آن را با فيزيولوژي علمي امروزين تطبيق دهند. صلب يعني پشت، تيره‌ پشت، ستون فقران، كمر. ترائب جمع است و مفرد آن تريبه است؛ مانند صحائف كه مفرد آن صحيفه است؛ يعني استخوان سينه، يا ترقوه. (لسان العرب). بعضي مفسران آن را قفسه‌ سينه و توسعاً قسمت قدامي بدن زن گرفته‌اند. و بعضي (محمداسد، مترجم قرآن به انگليسي - در حاشيه‌ ترجمه‌اش - ) آن را لگن خاصره ترجمه كرده‌اند. از مفسران قديم علي بن ابراهيم قمي - قرن سوم / چهارم - صلب را كنايه از كل وجود مرد، و ترائب را كنايه از كل وجود زن گرفته‌اند.> [و اين شيوه‌اي از مجاز است كه از جزء اراده‌ كل كنند].

  نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 12:59  توسط MMJ  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM  
دنیای کدهای جاوا اسکریپت