..... |
جرجانی در تعریف خود از دین چنین گفته است :
« دین و ملت اصولا به یک معنی میباشد و اختلاف آنها اعتباری است ، زیرا شریعت را بدین لحاظ که از آن پیروی میشود دین گویند و بدین جهت که گرد آورنده و جامع نفوس است ، ملت خوانند ، و از اینرو که مرجع ( و در نهاد ) همگان است مذهب نامند .»
چنانکه راغب اصفهانی در مفردات گفته : « شریعت را به اعتبار طاعت و پیروی، دین گویند و آن با ملت و طریقت در آن ملحوظ است »
دین ، سنت نیست که متعلق به عصری خاص یا برهه ای از زمان باشد و یا مختص به قوم یا قبیله ای خاص باشد . ازینرو است که در همۀ اعصار تاریخی و در میان همۀ اقوام بشری اعم از بدوی ترین قبیله و نیز متمدن ترین جوامع بشری وجود دارد و این حقیقتی است انکارناپذیر.
دین، سنت نیست که مورثی باشد و به ارث برسد . دین فطرت است .
« فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ »
« مصمم و با میل کامل به دین روی آور ، دینی که خداوند آنرا با سرشت بشر درآمیخته و مردمان را بدین سرشت آفریده ، دگرگونى در این آفرينش خداوند نیست این دین استوار است ، ولی بیشتر مردم به این حقیقت نا آگاهند » روم 30
« ان الدین عند الله الاسلام » « همانا دین نزد خداوند اسلام است » آل عمران19
« لا اکراه فی الدین » در کار دین اجبار و اکراهی وجود ندارد .بقره 256.( آزادی در پذیرش اسلام-کلیک کنید)
و اما روایاتی دراین باره :
امام علی (ع) : « سرآغاز دین شناخت خداوند است ، و کمال شناسایی او باور کردن ذات پروردگار است ، و کمال ایمان ، به او پیوستن است و از خویش گذشن و کمال یگانه دانستن اخلاص به اوست...»[نهج البلاغه خطبه 1]
و نیز فرمودند : دین را جز عقل سامان نبخشد .
دین و ادب هر دو محصول خردند .
دین آدمی را از هر کار زشتی باز می دارد .
دین انسان را بزرگ میدارد .(غرر الحکم)
« دینی که با علم و دانش همراه نباشد ارزش ندارد » بحار2 117
پیامبر فرمودند :« آنکس که عقل ندارد دین ندارد . » « خلق نیکو نیم از دین است » (بحار الانوار72/ص227)
« این دین مدام برپا خواهد ماند و گروهی از مسلمانان از آن دفاع کنند و در کنار ان بجنگند تا قیامت بپا شود » و فرمود « در هر عصر و زمانی گروهی از امتم مدافع احکام خدا باشند و از مخالفان باکی نداشته باشند » کنزالاعمال حدیث34499و34500
« چون در اخرالزمان دینتان دستخوش افکار گوناگون گردد بر شما باد دین بادیه نشینان و زنان ( که دین انها از الایش به افکار مصون مانده) » « روزگاری به مردم بیاید که دینداری بسان نگهداری اتش به دست باشد» بحار 52/111 (احادیثی دراینباره کلیک کنید)
سئوال شد بدبخترین مردم کیست؟ فرمود بدبخترین مردم کسی است که دین خود را به دنیای دیگری بفروشد. امام علی بحار 75/301
دیندار کیست ؟ « دیندار، اندیشید، در نتیجه آرامش و وقار بر او ظاهر گشت ، و به حالت ثبات و استقلال شخصیت دست یافت پس فروتن گشت ، و بدانچه خدا برایش انتخاب نموده قانع گردید ، پس از همه کس بی نیاز شده و بدانچه خداوند به وی داده بسنده کرد ، و از جامعه ( به صفت فرو رفتگی به دنیا ) جدا گشت ، آنگاه از اندوهها ی (مربوط به دینا) رها گردید ، و شهوات را از خویش براند پس آزاد وآزاده گشت ، و خویشتن را از دینا و علایق ان جدا ساخت پس از شر و افات ان مصون ماند و کینه را از دل فرو ریخت پس محبت و مردم دوستی بر او ظاهر گشت و از مردم نترسید و انها را از خود نترسانید و درباره آنها خطایی مرتکب نگشت در نتیجه از شرشان محفوظ ماند و دل از همه چیز بکند ، پس به مراد خوی نائل گشت و به کمال فضیلت دست یافت ، وبا بصیرت به اینده خویش نگریست پس از پشیمانی و پریشانی ایمن گشت » امام صادق بحارالانوار جلد2ص53
ـــــــــــــــــــــ-
لینک مرتبط دین فطری است
و کتاب فطرت و دین نوشته علی ربانی گلپایگانی :
کتاب فطرت ودین فصل اول تاپایان فصل چهارم
کتاب فطرت و دین.فصل پنجم تاپایان فصل ششم
کتاب فطرت و دین فصل هقتم تاپایان فصل نهم
شامل(● فصل يكم: تعريف و ويژگي هاي فطرت أ. تعريف لفظي ب. تعريف حقيقي ۱تفاوت طبيعت، غريزه و فطرت ۲ويژگي هاي فطرت ● فصل دوم: فطرت و معرفت ۱.افلاطون و معرفت فطري۲. معرفت فطري در فلسفه جديد غرب ۳.حكماي اسلامي و معرفت هاي فطري ۴.سخن ابن سينا دربارة ادراكات فطري ۵.فطريات ادراكي يا اصول شناخت ۶.پاسخ به يك اشكال۷.تحليل و نقد۸.نتايج بحث ● فصل سوم: تمايلات و گرايشهاي فطري أ. تمايلات شخصي ب. تمايلات اجتماعي ج. تمايلات عالي ۱.توضيحات ۲.پاسخ به يك اشكال ● فصل چهارم: راه اثبات فطريات ۱.روش حسي مستقيم (درون كاوي )۱.روش حسي غيرمستقيم۲. ارزيابي اين روش ۳.روش تحليلي عقلي ۴.روش نقلي (وحياني )● فصل پنجم: قرآن و معرفت فطري ۱.ريات نظري و عملي۲.آسيبهاي معرفت فطري ۳.ابزدگي در قبول و رد۴.امل محرِّك و منبِّه فطرت ● فصل ششم: هدايت و معرفت فطري در احاديث اسلامي ۱.فطرت و معرفت ۲. قلمرو فطرت۳.ميثاق فطري، كَي و چگونه؟۴.تحقيق و بررسي۷.ميثاق فطري و خطاب تكويني ۸.آيا معرفت فطري اكتسابي است؟ ۹.آيا معرفت فطري همان معرفت قلبي است؟۱۰-عقل و قلب دو مركز هدايت فطري ● فصل هفتم: فطرت و خداشناسي أ. فطرت و خداجويي ب. فطرت و خداشناسي ج. فطرت و خداگرايي ● فصل هشتم: فطرت و تجربه ديني ۱-تجربه ديني چيست؟ ۲.آيا تجربه هاي ديني هسته مشتركي دارند؟۳.احساس و ادراك در تجربه ديني۴.برهان تجربه ديني۵.مقايسه برهان تجربي با برهان فطري ● فصل نهم: فطرت و شريعت ۱.شريعت و شرايع آسماني۲. نبوت، مكمّل فطرت۳. هماهنگي فطرت و شريعت۴. فطرت رمز جامعيت و جاودانگي شريعت ● فصل دهم: فطرت و اخلاق۱.اخلاق مباحث مربوط به آن ۲.ریشه هاي اخلاق۳.مكتب هاي اخلاقي ۴.تحليل و بررسي ۵.نقش فطرت در اخلاق۶.كليت و جاودانگي اخلاق)
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|