تبليغاتX
حقیقت - ازادی در پذیرش اسلام ! (2)
 
.....
 

در پاسخ باید گفت که :

اولا : اولین ایه جهاد هفت ماه بعد از هجرت نازل شد و ان ایه 39 سوره  حج بوده است .

ثانیا : در مورد اینکه ایه لا اکراه فی الدین مربوط به زمان ضعف مسلمین بوده باید گفت که این یک پریشان گویی است  زیرا :

1-      ایه لااکراه فی الدین ایه 256 سوره بقره است و قبل از ان در همان سوره یعنی سوره بقره ایات جهاد نازل شده است از انجمله ایات 190 ، 191، 192 که در فوقا  توضیحاتی در اینباره دادیم . پس این دروغ و تهمت بزرگ  که  زمان نزول این  ایه، هنوز ایات جهاد نازل نشده بودند و مسلمانان قدرتی نداشتند  بی پایه و فقط یک دروغ و تهمت جاهلانه و سطحی و ناصواب است .

2-      سوره بقره و ایه لااکراه بنا به گفته مورخین و مفسرین بعد از سال دوم هجری نازل شده است و تا ان موقع نیز مسلمین چندین بار با کفار مهاجم و محارب جنگیده بودند . نیز چنانکه  در شان نزول ایه اورده اند این ایه زمانی نازل شد که برخی از اصحاب پیامبر از حضرت خواستند که اجازه دهد فرزندان قبیله بنی نظیر که مغلوب مسلمین شده بودند را به اسلام اجبار کنند این ایه نازل شد و پیامبر با استناد به این ایه چنین اجازه ای نداد.(ابن اثیر) . پس بدیهی است که پیامبر در زمان نزول این ایه قدرت انرا داشت که دیگران را به اجبار به اسلام دراورد ولی چنان نکرد این نیز از گفته های مغلوط و بی اساس بشمار می رود. 

3-      در ایه 20 سوره ال عمران که یک سوره مدنی است و از لحاظ ترتیب بعد از سوره بقره نازل شده چنین میخوانیم :« پس اگر باز( برای مخالفت با دین حق ) با تو به محاجه و ستیز کردند بگو : من خود و پیروانم را تسلم امر خدا نمودم و به اهل کتال و مشرکان بگو ایا (چون حق پایدارشد) اسلام اورید ؟ پس اگر اسلام اوردند هدایت شده اند و اگر از حق روی گردانند ، برتو چیزی جز تبلغ نیست و خداوند به حال بندگان بینا است . »

ثالثا :  اینکه فرموده اند با قدرتمند تر شدن مسلمین پیامبر به زور بیشتر متوسل میشده و مهربانی دوران مکه را نداشته ،  تهمتی به ساحت  پیامبر اسلام و مسلمین است.

 این پیامبراسلام  است که در سال ششم هجری در اوج قدرت  با کفار مکه پیمان صلح حدیبیه را میبندد که مورد اعتراض اصحاب نیز قرار گرفت و باز هم  این کفار مکه بودند که  پیمان شکستند و تمامی مسلمانان قبیله خزائه را از دم تیغ گزارندند . ایا بعد این هم در مقابل این دشمن که بارها به جنگ مسلمین امده اند و بسیاری را کشته بودند و به پیمانهای خود نیز وفاردار نماندند پیامبر بازهم میبایست موعظه کند و منتظر بماند که بار دیگر مشرکان توطئه حمله دیگر را طراحی کنند؟

باري ، این پیامبربزرگوار اسلام  است که پس از جنگ حنین شش هزار اسیر جنگی را می بخشد و همگی انها را آزاد میکند با اینکه انها بودند که به جنگ مسلمانان امده بودند.( ر.ک : سیرخ ابن هشام جلد دوم ص 489 و تاریخ طبری جلد سوم ص87)

 این پیامبر است که وحشی قاتل عزیزترین عمویش حمزه را  می بخشد و از گناه هند که جسد حمزه را مثله کرده و با قطعات بدن حمزه گردنبند درست کرد  میگذرد و اورا میبخشد . این پیامبر است که ابوسفیان را پس از انهمه دشمنی و خیانتهای پی در پی و کشتن بسیاری از مسلمین و نیز منشا بسیاری از جنگها بوده ، ابو سفیان  را نیز  میبخشد . این پیامبر اسلام است که عکرمه بن ابی جهل پس از شرارتهای  بسیارش بر ضد مسلمین را نادیده میگیرد . سهیل بن عمرو  و صفوان بن امیه  و ابوسفیان بن حارث اینها از سران اشرار و از دشمنان سرامد پیامبر و اسلام هستند  که پیامبر  ایشان و بسیاری دیگر را  در اوج قدرت میبخشد.

بعلاوه تاریخ به ما نشان میدهد که پیامبر بارها  کسانی که قصد کشتن  پیامبر را داشتند انها را میبخشد مثلا زنی یهودی بنام زینب بنت حارث که غذای زهر الود به پیامبر میدهد و یا کفار منافقی که قصد ترور پیامبر را داشتند  و مقدمات انرا فراهم کرده بودند پیامبر انها را هم می بخشد.

چنانکه در تفسیر طبری ذیل ایه 24 سوره فتح میخوانیم « هشتاد مرد از مکیان از کوه تنعیسم بسوی پیامبر و یارانش فرود امدند و بهنگام نماز سپیده دم بود انها میخواستند پیامبر و یاران اورا غافلگیر کرده و در نماز بکشند ولی پیامبر انانرا دستگیر کرد و سپس همه انها را ازاد ساخت»

خلاصه اینکه کتب تاریخی معتبر مشحون از اثاری است که عفو و رحمت و بزرگواری پبامبر را در دوره قدرتش نشان میدهد و نتنها کتب تاریخی بلکه سوره های مکی ومدنی نیز این امر را تصدیق مینمایند :

چنانکه در سوره مکی اعراف میخوانیم « عفو پیشه کن و به کاهای شایسته فرمان دهد و از جاهلان رویگردان»اعراف 199

و نیز در سوره مدنی نور میخوانیم  :

مسلمانان باید عفو کنند و از بدیهای دیگران در گذرند ایا دوست ندارید که خداوند شما را بیمارزد خداوند امرزنده و مهربان است . نور22

و یا در سوره مائده میخوانیم « پیوسته برخیانتی از ایشان مطلع میشوی مگر اندکی از انان پس انها را عفو کن و از ایشان درگذر که خداوند نیکوکاران را دوست میدارد» مائده 13

اینست سیره پیامبرمهربان اسلام که سراسر تاریخ بدان گواهی میدهد ...

_______

پی نوشت :

اين مطالب به تازگی دربرخی  سايتها به وفور تکرار مي شود، اما براي  کساني که اهل تحقيق اند و به دنبال حقيقت ،نگران کننده نيست، زيرا اين تهمت از قديم بوده و خوشبختانه جواب مفصل آن داده شده و به گوش منصفان جهان رسيده و باطل و دروغين بودن اين ادعا بر همگان آشکار شده است. تکرار کنندگان اين ادعاها  مي دانند که طرفي نخواهند بست. البته منتظر هم نبايد بود که دست از شبهه پراکني و سم پاشي بردارند. براي جواب  توضيح مختصري داده و به کتاب هاي مربوط به جهاد ارجاع مي دهيم.
1- اين تهمت از دير باز زده شده و گفتن آن تلاش فراوان کرده اند ولي خوشبختانه آن قدر بي پايه است که طرفي نبسته و منصفان جهان باطل بودن آن را باور کرده اند.

2- باز تکرار میکنم مخاطب آيات جهاد  مشرکان و كافران حربي هستند که بر هيچ حقيقتي باورمند نبوده و دشمنان انسانيتند و فتنه گر و کمر بقتل مسلنمانا بسته اند (چه اهل کتاب چه غیرآن) .خداپرستان معتقد به اديان آسماني از نظر اسلام محترم بوده و اگر در کشور اسلامي باشند بايد جزيه -ماليالتي به ازاي امنيتي که حکومت اسلامي برايشان فراهم مي کند _ بپردازند .(اما مثل مسلمانان خمس و زکات نمیدهند) اگر خارج از محدوده حکومت بوده و با حکومت اسلامي پيمان داشته باشند محترم هستند و حمله به آنان جايز نيست.
3- آيه  " لا اکراه .." حقيقتي است که مبناي يک حکم شده است و قرآن مي گويد دين امري قلبي است و اجبار و ا لزامي نمي شود . اگر خدا دين اجباري مي خواست خود قادر بود همه را مجبور کند. پس کسي حق ندارد مردم را به زور وادار به اظهار اسلام کند .اجبار فقط نفاق بار مي آورد و نفاق مطلوب خدا نيست  اما مشرکان و كافران حربي علاوه بر ايمان نياوردن فتنه گر و گمراه کننده اند و نبايد اجازه توطئه عليه دين حق و انسانيت به آنان داد.
4-  آيات سوره  توبه که مستند اين مدعيان است به خوبي ادعاهاي ما را ثابت مي کند . از نظر  آيات مشرکان پايبند به هيچ تعهدي نيستند و جز فتنه  و جنگ با مسلمین و کشتن مسلمانان کاری ندارند و دشمن خوني خداپرستانند. پس بايد با آنان تا ريشه کني فتنه جنگيد. اينان  ظالماني اند  که بيش از بيست سال است با تمام توان براي ريشه کني اسلام تلاش مي کنند :«ان يظهروا عليکم لا يرقبوا فيکم الّا و لا ذمة...اشتروا بايات الله ثمنا قليلا  فصدوا عن سبيل الله ..و ان نکثوا اّيمانهم من بعد عهدهم و طعنوا في دينکم فقاتلوا ائمة الکفر انهم لا اّيمان لهم...الا تقاتلون قوما نکثوا اّيمانهم و هموا باخراج الرسول و هم بدؤکم اول مرة...»به اين آيات دقت کنيد . اسلام دستور قتال با چنين کساني را داده  است .
5- در همين آيات مشرکاني را که بر عهد خود پايبند بوده، محترم شمرده و در امان از هجوم معرفي کرده است:
"الا الذين عاهدتم من المشرکين ثم لم ينقصوکم ا شيئا و لم يظاهروا  عليکم احدا فاتموا اليهم عهدهم الي مدتهم.........الا الذين عاهدتم عند المسجد الحرام فما استقاموا لکم فاستقيموا لهم "
6- شرک بي مبنا و غده سرطاني بر پيکر انسانيت است. با اين وجود در همين آيات باز  به مشرکان مهلت تحقيق  حق و تسليم حق شدن داده است:" و ان احد من المشرکين استجارک فاجره حتي يسمع کلام الله ثم ابلغه مامنه ذالک بانهم قوم لا يعلمون

7-  قران به غير مسلماناني که عليه مسلمانان توطئه نکرده و خواهان زندگي مسالمت آميزند نه تنها تعرض نمي کند و اجازه تجاوز نمي دهد ، بلکه به نيکي و احسان به آنها هم دعوت مي کنند :
"و قاتلوا في سبيل الله الذين يقاتلونکم  و لا تعتدوا "( بقره 190.)"انما السبيل علي الذين يظلمون الناس و يبغون في الارض بغير الحق"(شوري،آيه 42)" لا ينهاکم الله عن الذين لم يقاتلوکم في دينکم و لم يخرجوکم من ديارکم ان تبروهم و تقسطوا اليهم...انما ينهاکم الله عن الذين قاتلو کم في الدين  و اخرجوکم من ديارکم و ظاهروا علي اخراجکم  (ممتحنه(60)،آيه 8-9)"
بنا بر اين تمام قتال  و جهاد در اسلام دفاعي است . دفاع در برابر هجومي که مشرکان و ظالمان به حق پرستان و پيروان حق دارند.
8-  اصولا انسان هايي که منطق و استدلال دارند به نزاع و جنگ بي علاقه اند چون در محيط صلح و صفا آرمان آنان بهتر پيشرفت مي کنند . به همين جهت همه  پيامبران بدون سپاه و شمشير و قدرت نظامي و با سلاح کلام و منطق و برهان و استدلال قيام کرده اند.در مقابل مشرکان و ظالمان جهل و جور چون متکي به منطق و استدلال نيستند  و در برابر منطق انبيا کم مي آورند چاره اي ندارند جز اينکه به ظلم و سرکوب متوسل شوند . در اينجاست که پيامبران و حق جويان براي حفظ کيان وجودي خود و دین و پیروان  راهي جز مقابله و دفاع ندارند.
با انصاف تمام جنگ هاي پيامبر و امير مومنان را بررسي کنيد ،خواهيد ديد هميشه آنان مورد هجوم بوده و دفاع کرده اند و يا حداکثر اقدام پيشگيرانه کرده اند يعني دشمن در تدارک حمله و توطئه بوده و مسلمانان متوجه شده و با حمله  غافل گيرانه توطئه را در نطفه خفه کرده اند.
9- قوانين جنگي اسلام از قوانين افتخار آميزي است که بر دفاعي بودن جنگ هاي اسلامي و جنگ طلب نبودن مسلمانان دلالت آشکار دارد. پيامبر هيچ گاه آغاز به جنگ نمي کرد و از حمله به افراد بي دفاع و غير نظامي منع مي کرد و آب بر دشمن نمي بست و آب دشمن را مسموم نمي کرد ولي كفار مهاجم بارها چنین کردند...
باتوجه به اين مختصر معلوم است که ادعاي اسلام ستيزان بر جنگ طلب بودن اسلام يک ادعاي پوچ و تو خالي است.

ـــــ

لینک مرتبط آزادی در پذیرش اسلام (1)

  نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 20:3  توسط MMJ  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM  
دنیای کدهای جاوا اسکریپت